Rss
Logo
افزایش امار واقعی در آلسکا
نویسندگان
درباره ما


ایجاد کننده وبلاگ : سجاد هدفی


نظرسنجی
کدام موضوع را بیشتر دوست دارید

آمار بازدید
کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
  • تاریخ : پنجشنبه 12 آبان 1390, 11:43 ب.ظ
دسته بندی : داستان های عاطفی , .::||**داستان ولطیفه و ...**||::. , حکایت های پند آموز ,

روزی پسری نزد شیوانا آمد و به او گفت که یکی از افسران امپراتوری مزاحم او و خانواده اش شده است و هر روز به نحوی آن ها را اذیت می کند. پسر جوان گفت که افسر گارد امپراتور مبارزی بسیار جنگاور است و در سراسر سرزمین امپراتوری کسی سریع تر و پر شتاب تر از او حرکات رزمی را اجرا نمی کند. به همین خاطر هیچ کس جرات مبارزه با او را ندارد. این افسر نامش "برق آسا" است و آنچنان حرکات رزمی را به سرعت اجرا می کند که حتی قوی ترین رزم آوران هم در مقابل سرعت ضربات او کم می آورند. من چگونه می توانم از خودم و حریم خانواده ام در مقابل او دفاع کنم؟!


ادامه دارد...

برچسب ها : داستانی کوتاه و جذاب با عنوان یادگیری ,

صفحات سایت